Weltschmerz ؛ درد دنيا

Weltschmerz ؛ درد دنيا

weltschmerz_7538411020649388900_n

رومانتيك هاي آلماني مفهوم “ولت_شمرز” را براي تبيين نوعي احساس نافذ و رسوخ كننده متافيزيك بكار مي بردند. آنها ريشه هاي اين احساس عميق متافيزيك را در اين واقعيت مي ديدند كه دنياي ما (خلاف آنچه كه لايب نيتز مي پنداشت) نه تنها “بهترين دنياي ممكن،” بل كه برعكس بدترين همه دنياهاي ممكن است.

مصداق مفهوم “ولت- شمرز” اين يا آن چيز خاص و مشخص نيست، بل كه كل دنيا و عالم هستي در تماميت آن است. رومانتيك هاي آلماني اين نوع احساس رسوخ كننده ي متافيزيك را نتيجتا با تغيير شرايط زندگي فردي يا با تحولات اجتماعي و اقتصادي درمان پذير نمي دانستند، بل كه درمان آنرا در شكلي از رستگاري كيهاني مي جستند. متاسفانه اين مفهوم، حتي در منطقي ترين صورت بندي اش، هم نگاهي بدبينانه به ممكن بودن چنين رستگاري دارد.

“ولت-شمرز” كه اولين بار توسط ژان پل نويسنده آلماني بكار برده شد، به احساس تجربه شده ي كسي اشاره دارد كه به اين امر واقف گشته است كه واقعيت فيزيكي و مادي هرگز قادر به تحقق آرزوها يا ارضاي نياز هاي ذهن و روح آدمي نيست.

اين نوع نگاه به جهان يا جهان بيني در نوشته هاي نويسندگاني چون لرد بايرون، جيوكومو لئوپاردي، شاتوبريان، آلفرد دو موسه، لناو، هرمان هسه ، و هاينريش هاينه بوضوح قابل مشاهده است. اين مفهوم در عين حال به احساس اضطرابي اشاره دارد كه نتيجه نابساماني هاي عالم هستي است.

جان اشتاين بك در “زمستان نارضايتي ما” به اين مفهوم با عنوان “ولش راتس” اشاره كرده و آنرا اينگونه توصيف ميكند: “حس يك غاز هنگام عبور از روي سنگ قبر يك آدم.”

ساموئل هميلتون يكي از شخصيت هاي داستان “شرق عدن” همين احساس را پس از ملاقاتش با كتي تراسك براي نخستين بار تجربه ميكند: “غم و اندوه جهان همانند هوايي كه وارد شش ها ميشود، به درون روح و جانت رخنه مي كند و در آنجا بذر ياس و نااميدي مي پراكند به طوري كه آدمی هر چقدر سعي مي كند سرمنشا اين رخداد آزاردهنده را کشف كند، تلاشش به جايی نميرسد.”

رالف اليسون در “مرد نامريي” از آن در اشاره به شور و عواطف ذاتي نهفته در آوازخواني هاي معنوي بهره گرفته است. كرت وونه گات هم در اثري به نام “پيانوي خودنواز” به اين احساس اشاره كرده است؛ آنجا كه دكتر پل پروتيوس و پدرش از تجربه خودشان از اين احساس سخن ميگويند.

هنري ميلر در “مدار راس السرطان” از يكي از آشنايانش به اسم مولدورف نام برده است كه براي توصيف و بيان حس و حال مرتبط با ولت-شمرز نسخه هاي يادداشتي بر روي پاره هاي كاغذ در جيب خود نگه ميداشت.

 

 

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.