«چگونه عربستان سعودی ايالات متحده آمريکا را به طرز خطرناکی تضعيف می کند؟»

«چگونه عربستان سعودی ايالات متحده آمريکا را به طرز خطرناکی تضعيف می کند؟»

نويسنده: رالف پيترز، تحليل گر استراتژيك فاكس نيوز
ترجمه: علي يوسفي شمالي

Saudi-arabian-safe_image.

ايران، در حال حاضر، دشمن خارج از مرزهای ما است. حال آنکه عربستان سعودی دشمن داخلی پايدار ما است که هم اکنون در داخل مرزهای ما حضور و اجازه ی مسموم کردن مسلمانان آمريکا با آيين ديني وهابيش را دارد.

و البته، يادمان نرفته، که عربستان همچنين سرچشمه خونابه هائی است که توسط جهادگرايان در سرتاسر جهان جاري شده است.

ايران ملوانان ما را تحقير می کند، و سعودی ها زندانبانان معنوی صدها ميليون مسلمانند كه به غرقاب عدم تحمل و تسامح و بربريت درغلتيده اند؛ و مخل آنند که مسلمانان جهان به صف دنيای مدرن ملحق شوند. و ما هم در اين كار کمکشان می کنيم.

آمار و ارقام محکم و سفت و سختی در دست نيست، اما تخمين زده ميشود که حدودا ٨٠ درصد مساجد آمريکا با پول و سرمايه سعودی ها ساخته شده اند. آنها هدف شان از اين کار، چه در آمريکا و چه در ديگر نقاط جهان که در آنها اسلام در رقابت با مذاهب ديگر است، اينست که : نگذارند تا مسلمانان در جوامع ميزبان هضم و جذب بشوند.

سعودی ها از وجود مسلمانان در آمريکا خوشحالند، چون اين امر را باعث تقويت و استحکام و قوام گرفتن مدعيات دين اسلام ميدانند، اما از سوی ديگر خواهان آن نيستند که مسلمانان مقيم كشور ما آمريکايی بشوند و از دسترس و گزند فرهنگی مبتنی بر تنفر و خشم که آنها بر دينی بزرگ تحميل کرده اند، در امان بمانند.

تراژدی عرب ها، مشخصا، اين بوده است که ثروت حاصل از فروش ميلياردی نفت در اختيار چه کسی و کسانی باشد. اين ثروت به جای اين که در اختيار دنياديده ها و دانش آموخته گان بيروت يا حتی علمای دينی قاهره قرار بگيرد، نصيب باديه نشينانی شد که نگاهی تلخ و مکدر به ايمان مذهبی دارند. سعودی ها و همپالگی های متعصب شان در کشورهای نفت-خيز خليج فارس، از اين ثروت ها در جهت به عقب کشاندن مسلمين و نگهداشتن شان در گذشته و نيز پاشاندن بذر جنگ و خشونت جهادی استفاده کرده اند.

من بهترين دليل برای جستجوی منابع جايگزين انرژی را در بازگرداندن سعودی ها به همان وضعيت سابق شان، يعنی ناتوانی و بی قدرتی سنتی آنها ميدانم. من حضور پول و سرمايه های سعودی ها را در خيلی از کشورها شاهد بوده ام، از سنگال و کنيا در آفريقا بگيريد تا پاکستان و اندونزی در آسيا و جاهای ديگر. آنها ، در جای جای دنيا، مزدوران خود را جهت موعظه برای دنيايی تيره و تربيت انسانهايی عبوس و سخت گير، و در کنار آن نيز، برای به انجام رساندن وظيفه جهاد کردن گمارده اند(که برخلاف چرت گويی رئيس جمهور آمريکا، نه تنها معنای اصلی جهاد “مبارزه ای درونی و معنوی نيست، بل که گستراندن اسلام در جهان با کمک آتش و دود و شمشير است).

در اينجا خاطره ای را برايتان تعريف می کنم که از ذهنم پاک نمی شود. در سواحل قديمی سواحيلی کنيا، که زمانی حوزه بردگان مسلمانانی بود که سياهپوستان آفريقايی را غارت و چپاول می کردند، من با يک منطقه زاغه نشين اسف باری روبرو شدم که كودكانش، به جای يادگرفتن مهارت های سودمند در يک مدرسه دولتی، در ميان انبوهی از کثافات نشسته بودند و قرآن، اين کتاب آسمانی، را به زبانی غير قابل فهم از بر می کردند. طبق نظر اهالی آن منطقه، والدين اين بچه ها رشوه گرفته بودند تا انها را از مدارس دولتی خارج کرده و به اصطلاح، به “مکتب”، بفرستند. طبيعتا، مسيحيان درس خوانده و دارای تحصيلات که خودی به حساب می آيند، مشاغل خوب و نان و آب دار را در مناطق ساحلی تصاحب می کنند. اين امر باعث برانگيخته شدن خشم مسلمانان نسبت به بی عدالتی انجام شده می شود. پاسخ مسیحيان اينست که “نمی شود که همگی شما ملا باشيد – سعی کنيد ياد بگيريد!” و توجه داشته باشيد که: رسالت سعودی ها به انجام رسيده است، جامعه دچار شکاف شده و از هم گسيخته است.

اين واقعيت بنيادی که سياست گذاران ما بايد درکی از فكر و روح و انديشه سعودی ها داشته باشند، به ما می گويد آنها نمی توانند برای رفاه حال مسلمانان هم کيش شان اهميت کمتری قائل باشند(در حالي كه آنها از دريافت و قبول پناهجويان سوری امتناع می کنند اما همچنين از اروپا هم می خواهند همين کار را بکند).

آنچه برای سعودی ها مهم است معنای انتزاعی اسلام است. حال آن که مسلمانان واقعی بيشماری برای خاطر حفظ ايمانی پاک گرفتار رنج و عذاب هستند. سعودی ها برای ساختن مساجد و مکتب خانه های مسلمين همت می گمارند، اما اهميتی به ساختن بيمارستان ها و دانشگاه ها نمی دهند.

پديده ديگری که من خود شاهد آن بوده ام اينست که سعودی ها شتاب و تعجيل عجيبی برای ساختن مساجد در مكان هايي را دارند که شمار مسلمانانش اندک است، و يا حتی مسلمانی در آن سکنی ندارد، و يا در آن، فرهنگ وهابی هنوز ريشه ندوانده است. در سنگال، که از سنت پر قدمت اسلام انسان مدار برخوردار است، مدرسين و علمای دين، سعودی ها را همچون نوکيسه گان ميشمارند و چندان تحويل شان نمی گيرند. با اين حال، پول همچنان قدرت خريدن انسانها را داراست و سعودی ها هم همچنان در حال بازگشايی مساجد خويشند. و خشونت جهادگرايان نيز چيزی از جذابيتش کم نشده است.

در مومباسا، در کشور کنيا، از کنار مساحتی چندين کيلومتری با مساجدی تقريبن خالی رد می شويد. پاکستان که تمامن با وهابی گری آلوده و مسموم شده است، نوعی از آن که به برگرداندن گروه اسلامگرای حنفی و سنتی تندروی (هنوز قوام نگرفته ی) “دئوبانديس” در منطقه، منجر شده است.

سعودی ها، به طرز بی شرمانه ای، ساختن بيش از ٢٠٠ مسجد تازه در آلمان، برای موج مهاجران مسلمان به اين کشور، را “پيشنهاد” داده اند. اين مساله حتی برای آلمانی های “به لحاظ سياسی درست کردار” هم لقمه گلوگيری بوده است، و حتی باعث شد معاون آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان، به چنان تفاهمی با افکار عمومی پيرامون اين مساله برسد که مطلوب و خواست آلمانی های ابن الوقت است.

اما مشکل واقعی ما در اين جا و هم اکنون است، در همين آمريکای خودمان. بياييد نگاهی به حماقت و ابلهی خودمان بيندازيم، تا ببينيم چگونه به سعودی ها اجازه داده ايم دست به ساختن مساجد و مدارسی بزنند که کارشان نفرت پراکنی است، متون ضد يهودی فراهم کنند و با قلدری تمام نهايت سعی خود را برای واداشتن مسلمانان آمريکا به پيروی از جهان بينی ضد زن و پانصد-شلاقه شان کنند. متاسفانه، رهبران و قانون گذاران ما به همشهريان مسلمان ما خيانت کرده اند، و امر جذب و هضم شدن در جامعه ميزبان را برای آنها سخت تر و دشوارتر کرده اند.

در درازمدت، اين سعودی ها هستند که بازی را خواهند باخت. نبوغ متحول کننده ی آمريکا، به شکست بربريت خواهد انجاميد. اما جان های زيادی در اين مسير از دست خواهند رفت و قتل و جنايت همراه و همدم هميشگی ما باقی خواهند ماند. ما چگونه گذاشتيم تا چنين اتفاقي بيفتد؟ حرص و ولع. خامدستی. عمل سياسي مردم پسند. انفعال .

دهه هاي متمادي، شاهد بوديم چگونه سفيران سعودي “كاملن شبيه ما” ، اسكاچ گرانقيمت سر مي كشند ، جشن و ميهماني هاي آنچناني بر پا مي كنند، با سياستمداران سرشناس مان تنيس بازي ميكنند، و اطمينان دارند كه شركت هاي آمريكايي و افراد كليدي ما سرمايه توليد ميكنند و پول ساز هستند. اما آنها آنقدرهاهم شبيه ما نبودند. نخست اين كه شمار اندكي از ما استطاعت نوشيدن اسكاچ مورد علاقه آنان را دارد. از اين مهمتر، آنها يك نقشه ضد آمريكايي سخت و ضد آزادي را پيش مي بردند. ما گذاشتيم سعودي ها بر روي جوامع مسلمان آمريكا از طريق نمايندگان شان كنترل و تسلط پيدا كنند. ما جز درخواستي بزدلانه و هرچندوقت يكبار براي جلوگيري از انتشار جزوات و يادداشت هايي كه افراطي بودند، كار ديگري نكرديم.

متوجه هستيد داريم چه كار مي كنيم: سعودي ها حتي اجازه ي ساختن يك كليسا يا كنيسه در كشورشان را هم به ما نمي دهند. و بواقع هم در آنجا نه كليسايي هست و نه كنيسه اي. و هيچوقت هم نخواهند بود.

آيا وقت آن نشده تا اعضاي كنگره طرح تصويب و اجراي قانوني را فراهم كنند تا ، در صورت لزوم و عدم همكاري متقابل اين كشورها با ما در عملي كردن آزادي ديني و مذهبي، به آنها و به دولت ها، نهادهاي مذهبي، افراد و سازمان هاي خيرالمنفعه ي آنها اجازه ي ساختن و حمايت مالي كردن از أماكن مذهبي در كشور ما داده نشود؟ آيا عقل سليم چنين حكم نمي كند؟ و اين كار به همين سادگي عادلانه نيست؟ پول سعودي ها حتي توانسته سكوت ما در قبال اعمال تروريستي را نيز بخرد.

چندين دهه پيش، خانواده سلطنتي آلِ سعود فهميده بود كه مشكلي در پيش روشان دارند. حتي روش هاي خشن و بيرحمانه آنها براي زيلوت ها يا متعصبين وطني شان هم به حد كافي با شدت و حدت به نظر نمي رسيد. به همين خاطر ، سلطان سعودي و هزاران شاهزاده اش پول هاي بودينگ تروريستي را فراهم كردند – و آنها را در خارج از قلمرو پادشاهي خود به كار گرفتند. اساما بن لادن تنها يكي از ميان هزاران مسلمان افراطي بود. آنهايي كه هواپيماها را در يازدهم سپتامبر گروگان گرفتند، اكثريت شان اهل عربستان سعودي بودند.

ريشه هاي عميق جنبش جهادي كه خاورميانه را امروز از هم پاشيده و به خاك سياه نشانده است، در خاك وهابي گري رشد كرده است.

اين قضيه ما را به آن ٢٨ صفحه اي ميرساند كه از متن گزارش كمسيون يازده سپتامبر جدا شده است. آن صفحات، بنا بر مدعيات، همدستي سعودي ها را گواهي مي دهند. دولت و دولتمردان ما اين كشفيات و يافته ها را از مردم آمريكا مخفي نگه داشتند، چرا؟ چون سعودي ها جزو “دوستان و متحدين ما” بودند، حتي پس از واقعه يازده سپتامبر. (ما حتي حاضر به قبول اين واقعيت هم نيستيم كه هدف سعودي ها امروز در حوزه انرژي آسيب رساندن به عمليات استخراج نفت ما آمريكايي هاست، چه رسد به اين كه با خسارتي كه متعصبين و هواخواهانشان موجب گرديده اند، رودررو شوند.

اكنون فشار تازه اي براي انتشار اين اسناد ٢٨ صفحه اي فراهم آمده است. صداهاي برخاسته از واشنگتن “هوشيارانه” ، تا موقع مواجهه ي پيش روي رئيس جمهور آمريكا با پادشاه سعودي، البته اگر چنين اتفاقي بيفتد، بر عدم انجام اين كار تاكيد دارند. اما اين كار بايد همين حالا انجام شود، نبايد تسليم شد و سر فرود آورد. بايد با واقعيت ها روبرو شد. در صورت عدم موفقيت، كار ما با ايرانيان به جنگ و جدال خواهد انجاميد، آنها در چنگال حكومت ديني فاسدشان باقي خواهند ماند – حتي با قبول اين واقعيت كه زنان ايراني مي توانند راي بدهند و رانندگي كنند، و جوانان ايراني هم مجازند به سبك و سياق دهه پنجاه ما جواني و حال و حول كنند. اما چنانچه شانس به ما رو كند و، بنا به احتمالات، تندروهاي ايران از دايره قدرت به بيرون پرتاب شوند، آن وقت ميتوانيم روابط مان با ايرانيان، كه وارثان بك تمدن اصيل پارسي هستند، را از نو بسازيم يا تجديد بنا كنيم. ببينيد ايراني-آمريكايي ها امروز چقدر موفق و چقدر آمريكايي شده اند و با فرهنگ ما كنار آمده اند. جنگ با ايران تنها به عنوان يك امكان تراژيك باقي خواهد ماند. حال آنكه جنگي كه سعودي ها با شهروندان ما ، با اسلام جريان اصلي ، و با تمدن به طور كلي به راه انداخته اند، يك واقعيت عيني است.

نويسنده: رالف پيترز، تحليل گر استراتژيك فاكس نيوز

منبع: http://nypost.com/…/how-saudi-arabia-undermines-the-united…/

How Saudi Arabia dangerously undermines the United States By Ralph

 

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.