«تجربه هايی با زبان» ؛ مارتين هايدگر

«تجربه هايی با زبان» ؛ مارتين هايدگر

“Where word breaks off no thing may be”
(آخرين مصرع از شعر «كلمه» از استفان گئورگه كه هايدگر از آن در نوشتار حاضر استفاده كرده است. مترجم)

On The Way to Language

ما با زبان سخن مي گوييم. اما مگر غير از تكلم يا سخن گفتن امكان ديگري براي آشنايي با زبان و نزديكي به آن هست؟ از طرفي، رابطه ما با زبان نامشخص، مبهم، و تقريبأ بی حرف و خموشانه است. از اين رو بد نيست اگر خودمان را هميشه فقط به شنيدن آنچه از پيش برايمان قابل فهم شده، عادت ندهيم. اين توصيه تنها شامل حال فرد شنونده نيست، بلكه بيشتر از آن شامل حال کسی است كه می کوشد زبان را بشناسد و درباره آن حرف بزند – و مهمتر اين که اين كار را با قصد و نيتي يگانه انجام می دهد: يعنی با اين هدف كه امكاناتي فراهم سازد كه ما را در فکر و انديشه مان درباره زبان و نسبت و رابطه مان با آن كمك كند.

اما همين مساله ی تجربه کردن زبان خود معنايي سواي فراهم آوردن اطلاعات و دانش پيرامون زبان دارد. چنين دانش ها و معارفي را علم زبان، زبانشناسي و واژه شناسي زبان های گوناگون، و نيز روانشناسي و فلسفه زبان، در اختيار مان قرار مي دهند. اين معارف به طور متداومي در حال رشد و توسعه اند و در روند رو به رشد خود به انبوه عظيمي از اطلاعات درهم و برهم تبديل مي شوند. امروزه تحقيقات علمي و فلسفي پيرامون زبان هاي موجود به طرز بارز تري هدفی را نشانه گرفته اند كه از آن با عنوان “فرازبان” ياد مي شود. فلسفه علم كه هدفش فراهم ساختن يا صورتبندي همين فرازبان است، خود را نتيجتا و بدرستي علمي پيرامون فرازبانشناسي مي شمارد. اين خود شباهت بيشتري به علم متافيزيك دارد، گرچه فقط شباهت ندارد، بلكه همين طور هم است، چرا كه بواقع علم زبانشناسي همان متافيزيك است كه تبديل فن آورانه ي كامل همه زبانها به يك ابزار اطلاعاتي واحد، دارای كاركرد، و ميان-سياره اي را مد نظر دارد. فرازبان و قمرمصنوعی، فرازبانشناسي و فن آوري موشكي، هر دو از يك جنس و سنخ هستند.

البته مقصود ما اينجا سنجش تحقيرآميز تحقيقات علمي و فلسفي پيرامون زبانهاي موجود و يا خود زبان نيست. اين تحقيقات از امتياز ويژه اي برخوردارند و وزن و اهميت خاص خودشان را دارند. آنها در هر زماني، به طريقي كه ويژه ي خود آنها است، چيزهاي ارزشمندي به ما مي آموزند. با اين حال، دانش علمي و فلسفي پيرامون زبان يك چيز است ؛ تجربه ي ما با زبان چيز ديگري است. وقوف به اين امر كه آيا مي توان به امكان به انجام رساندن چنين تجربه اي دست يافت، و يا اين كه آيا چنين تلاش ِ يحتمل موفقيت آميزي براي يكايك ما ميسر است – در توان هيچ كس نيست.

هدف ما نشان دادن راه و رويه هايي است كه به آزمودن و تجربه و شناخت ما از زبان منتهي گردد. اين راه و رويه ها چيز تازه اي نيست. مساله بيشتر بر سر چگونگي پيمودن آنها است، و نيز اين كه آنها بندرت توانايي بيان كردن تجربه هاي ممكن ما با زبان از طريق استفاده از زبان را دارند.

آنچه در تجربه ي ما با زبان رخ می دهد، تبيين و بروز زبان در خود زبان است. اين امر احتمالن در همه موارد استفاده ي ممكن ما از زبان اتفاق مي افتد. با اين حال، فارغ از اين كه ما چگونه و چه وقت از زبان استفاده كنيم – ابدا نمي توان آنرا راه و رويه ي سخن گويي يا تكلم زبان دانست. البته چيزهاي زيادي در سخن گفتن ما به زبان در مي آيد – بيش از همه، آنچيزي كه درباره اش حرف مي زنيم: يك وضعيت، رخداد، پرسش، يا يك مناسبت. اين كه ما به طور كلي از توانايي سخن گفتن يا تكلم برخورداريم و اين كه زبان مي تواند درباره چيزي باشد يا به چيزي بپردازد، تنها به اين خاطر است كه در محاوره روزانه ی ما زبان نه تنها چيزي نمي گويد، بلكه برعكس، حتي پا پس مي كشد و عقب مي نشيند.

حال بايد پرسيد پس زبان از حيث زبان بودنش كجا و چه وقت به سخن در مي آيد؟ عجيب آن كه زبان درست موقعي به سخن در مي آيد كه ما خود را در يافتن واژگان مناسب براي بيان چيزي، چه درباره خود، چه درباره چيزي پر كشش و جاذبه، يا چيزي كه موجب رنجش روح و خاطر ما شده يا ما را برآشفته كرده است، ناتوان مي بينيم. بنابراين آنچه را كه قصد بيان كردنش را داشتيم، به صورت ناگفته و به زبان در نيامده رها مي كنيم. همانموقع ، بي آن كه درك درست و روشني از چند و چون آن داشته باشيم، لحظاتي را از سر مي گذرانيم كه زبان ذات يا هستی خود را در گشت و گذاری بی موقع، به نحوي گذرا و ناپايدار و از فاصله اي دور، بر ما آشکار می کند.

آنجا كه ناگزير از سخن گفتن درباره چيزي هستيم كه تا كنون به زبان در نيامده، همه چيز بستگي به آن دارد كه زبان امكان استفاده از كلام و واژگان مناسب را در اختيارمان قرار بدهد و يا اين كه آنرا از ما دريغ نمايد. اين همان حالت يا وضعيت شاعر است. شاعر مي تواند به روش يا رويه ي خاص خودش، يعني به ياري شاعرانگي اش و با توسل به شعر، تجربه هايش با زبان را در قالب زبان و كلام بيان كرده و متجلي سازد.

…..

منظور از تجربه كردن، eundo assequi (١) : به معناي دقيق كلمه، در مسير و راه رسيدن به چيزي بودن، دست يافتن به چيزي در مسير حركت خويش است. دستآورد شاعر چيست؟ آنچه شاعر بدان دست مي يابد، بصيرت خالی نيست ؛ او به ژرفاي رابطه ي كلام با امر واقع نائل مي آيد. اما نبايد اين نسبت يا رابطه را به ارتباط ميان امر واقع از يك سو و كلام از سوي ديگر فرو كاست. كلام خود آن رابطه اي است كه امر واقع را متداوما به صورت امر واقع، يعني همان چيزي كه “هست”، پايدار و پابرجا نگه مي دارد.

ترجمه از آلماني به دانماركي: گرته كارل سورنسن

ترجمه از دانماركي به فارسي : علي يوسفي شمالي

منبع آلماني متن:

Martin Heidegger: Unterwegs zur Sprache (Undervejs mod sproget), Neske, 1959, p. 160-162, 169-170.

منبع انگليسي متن :
Martin Heidegger: On the Way to Language, Harper & Row, 1971, p. 58-59, 66.

لينك به منبع انگليسي متن:
https://content.uploady.com/download/Martin-Heidegger-On-the-Way-to-Language.pdf?f=Martin-Heidegger-On-the-Way-to-Language.pdf&fid=10OLJqC%7E6P_&p=AzVQDyF7roG&m=application%2Fpdf&s=1&u=https%3A%2F%2Fwww.uploady.com%2Fdownload%2F10OLJqC%7E6P_%2FBbezx2QIZd2g9m1w&tp=remote&t=1501045623&ex=172800&ip=1307675090&h=62f035f27fb201cff05509bf13ca0f7efe4fa268

 

(١) دريافتن assequi از طريق رفتن و حركت كردن eundo

(“Where word breaks off no thing may be”
آخرين مصرع از شعر «كلمه» از استفان گئورگه كه هايدگر از آن در نوشتار حاضر استفاده كرده است.)

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.