«معنای هنر» ؛ فريدریش شلینگ

«معنای هنر» ؛ فريدریش شلینگ

«هنر همچون مكاشفه»

(فيلسوفی که هنر را ارغنون يا منطق هستی، زيبايی را ذات هستی، و انسان را چشم و گوش هستی مي پنداشت.)

Schelling_n

وجود فعاليت هاي متناقض و متعارض در توليد آثار هنري يا زيباشناختي واقعيتی است كه درستي و اعتبار آن را سخن همه هنرورزان و اهل هنر تاييد مي كند: اين كه رانه (drive) يا سائقه اي آنها را بي اختيار و خواست ايشان به سمت توليد آثار هنري سوق مي دهد، و اين كه هنرمند با توليد اين آثار صرفا رانه يا سائقه ي مقاومت ناپذيری را ارضا مي كند كه در نهاد او جای دارد. چنانچه هر رانه ای را برخاسته از تضاد و تعارض بدانيم، به طوري كه توليد آزادانه و اختياري آثار هنري امري غير اختياري و نامشروط شود، منشاء رانه ي هنري را نيز، با فرض قبول اين تعارض، مي بايست در وجود همين احساس تنش يا تضاد دروني جست. از آنجا كه اين تضاد و تناقض، كليت وجود انسان را با تمامی قوايش به جنبش و حركت وامي دارد، بي ترديد عميق ترين زوايا و گوشه هاي درون انسان، ريشه و بنياد کل هستي او را، مورد حمله قرار مي دهد.

گويا هستي در کليت آن، که همانا وجودِ همواره ثابت، سرمدی و تغييرناپذير است، حجابي را كه با آن نزد ديگران ظاهر مي شود، نزد هنرمند – كه نادره ي روزگار است – از چهره برگرفته است، يعنی به همان صورت که تحت تاثير مستقيم امور واقع می شود، بر امور پيرامونش نيز تاثيری مستقيم و بی واسطه دارد. آنچه بواقع رانه ي آفرينش هنري را موجب مي گردد، تضاد و تنش ميان امر خودآگاه و ناخودآگاهی در فعاليت آزادانه هنرمند است، از آنجا که هدف از كار هنري نيز ارضاي کاوشگری ها و پيگيري بي امان ما، و حل كردن آخرين و ژرفترين تضاد و تناقض درونی ما است.

همانطور كه نقطه آغاز توليد آثار هنري با احساس تعارضي به ظاهر حل نشدني همراه است، پايان آن نيز، به گواه تجربيات هنرمندان و همه آنهايي كه شور و اشتياق خود را از طريق کار هنری بيان مي دارند، به احساسی از هماهمنگي و هارمونی گسترده و بيکران منتهي مي شود. اين احساس ِهمراهی کننده ی كار به انجام و كمال رسيده، كه خود در عين حال با شور و هيجانی عميق توام است، نشان از آن دارد كه هنرمند حل شدن کامل تناقض دروني موجود در اثر هنری اش را، نه تنها حاصل اهتمام خويش، بلكه با فضل و موهبتی مرتبط می داند که در نهادش به وديعه گذاشته شده است. آنچه که هنرمند را با بيرحمي در وضعيتي تناقض آميز با خودش قرار داده، سخاوتمندانه او را از درد و رنج برخاسته از اين تناقض نيز رها ساخته است. همان گونه كه رانه اي هنرمند را بي اختيار و بر خلاف ميل دروني اش به سمت توليد و آفرينش هنري سوق مي دهد، (كه قدما نيز از آن با عبارت حكيمانه ي pati Deum ~ “غير تسليم و رضا كو چاره اي” ياد كرده اند، كه تصور الهام گرفتن از وحی آسمانی يا نَفَسي خارجی نيز از اينجا مي آيد)، محتواي عيني و بيروني آثار او نيز بدون دخالت و اختيار او، يعنی به صورت آفرينشي کاملن عيني، توليد می شود.

همانطور كه وقتي كسي به تقديری مصيبت بار گرفتار آيد، از انجام آنچه كه مي خواهد و بدان مي انديشد، ناتوان است، و اعمال او تنها زير سيطره تقديري فهم ناشدني انجام می شوند، هنرمند نيز، عليرغم هوش و آگاهی اش، با توجه به درونمايه حقيقتا عيني اثر هنري خويش، تحت تاثير قدرت يا نيرويي هايی است كه او را از انسانهای ديگر متمايز ساخته و به آفرينش و بيان اموری واجد معنا و اهميتي نامحدود و ناگفتنی وامی دارد که خالق آن نيز درک روشن و همه جانبه ای از آن ندارد.

از آنجا که همراهی و سازگاری مطلق اين دو فعاليت گذرا و ناپايدار به هيچ نحوی توضيح دادنی نيست، بلكه صرفأ نمودي است كه، با وجود نامفهوم بودنش، منکر آن نيز نمی توان شد، لاجرم بايد گفت هنر مكاشفه اي يگانه و جاوداني، شگفتي و رازي است كه حتي اگر تنها برای يك بارهم خلق می شد براي قانع كردن ما از واقعيت مطلق وجود امری متعالي کفايت مي كرد.

….

«خصوصيات آثار هنري»

الف- يك اثر هنري براي ما بازتابي از اينهمانی يا تساوی دو فعل وفعاليت خودآگاهي و ناخودآگاهی است. تضاد و تعارض ميان آنها نيز نامحدود و نامتناهی است و بی واسطه اختيار و اراده آزاد آدمي حل و رفع مي شود. خصلت اساسي هنر، بواقع، جاودانگیِ ناخودآگاه آن است (تركيب جبر و اختيار). به نظر مي رسد، سواي آنچه هنرمند با قصد و نيت آشكار در اثرش ارائه می دهد، به طور غريزي امري نامتناهي را به تصويرکشيده است كه هيچ شعور متناهي را توانايیِ ابراز و بيان آن نيست. براي روشن تر شدن موضوع، اساطير يونان را شاهد مدعاي خود مي گيرم: اين اساطير، که بی ترديد از معنا و اهميت فوق العاده ای برخوردار است و براي هر ايده و انگاره اي نمادي متناسب با آن را دارد، نزد مردم، و به گونه ای ظاهر گرديده است، که پيوند اين دو فرض هر گونه پيش-آگاهی کلی پيرامونِ ابداع و هارمونی موجود در کُلِ بزرگ و يکپارچه آنرا ناممکن می سازد. ويژگی هر اثر هنری راستين نيز همين گونه است. خصلت هر یک از آنها در قابليت تشريح و تفسير بی پايان آنهاست، به اين معنا که هر اثر هنری گويا در خود حاوی شمار نامحدودی ازمقاصد و نيات گوناگون است، و اين در حالی است که ما هرگز موفق به ارائه پاسخی سرراست به اين پرسش نخواهيم بود که، آيا قابليت تفسير نامحدود آثار هنری را در وجود هنرمند بايد جست يا آنرا صرفن متعلق به اثر هنری دانست؟
برعکس به نظر می رسد معيار توليد آن دسته از آثار هنریِ که تنها تقليدی طوطی وار از يک اثر هنری واقعي هستند، سطحی و فاقد ژرفا، و نيز چنان محدود است كه گويی با اثری طرفيم که چيزی بيش از يك کپی يا برداشتی وفادارانه از فعاليت آگاهانه ی هنرمند نيست، و از هر نظر فقط موضوعی برای غور و تامل سطحی و جزئي ما است تا يک ديد کلی که مايل به ژرف نگری نسبت موضوع مورد نظر است و به چيزی جز مقام و جايگاه امر جاودانه نمی انديشد.

ب- توليد آثار هنری و زيباشناختی همانا ريشه در احساس و ادراک تناقضی نامحدود دارد، و از اين روبه کمال رسيدن آن نيز با احساس آرامشی نامحدود همراه است. اين احساس بنا بر خاستگاه هنری خود، از اثر هنری برخاسته و به آن بازمی گردد. از این رو بیان بیرونی يك اثر هنری مظهر آرامش، و عظمتی خاموش است، حتی زمانی که هدف از آن بيان کردن سخت ترين تنش ها و تعارضات درونی ناشی از درد يا لذت در ما است.

ج- اساس توليد آثار هنری و زيباشناختی بر جدايی نامحدود ميان دو فعاليت بنا گرديده است که در هر عمل آزادانه و اختياری توليد هنری از يکديگر مجزا و قابل تفكيك هستند. در عين حال به دليل همراهي اين دو فعاليت با يکديگر در محصولات هنری، امر نامتناهی بواسطه محصول هنری به صورت امری متناهی ارائه و به تصوير کشيده میشود. اما مگر زيبايی خود چيزی است جز بيانی کرانمند از آنچه بيکرانه است؟ زيبايی، بواقع، خصلت اساسی توليد همه آثار هنری است، که شامل دو فعاليت مذکور است. بدون وجود زيبايی، نشانی از آثار هنری نيز نخواهد بود.

ترجمه از بخشی از کتاب: نظام ایده آلیسم متعالی

F. W. J. Schelling: System des transzendentalen Idealismus (1800), Schriften von 1799-1801, Wissenschaftliche Buchgesellschaft, 1967, p. 616-618, 619-620.

مترجم دانمارکی: فلمينگ ينسن

مترجم فارسی: علی يوسفی شمالی

لينک منبع انگليسی متن:
http://philosophyproject.org/wp-content/uploads/2013/04/Schelling-Sys1800-Part-6-Art-as-Organ-of-Philosophy.pdf

 

جمله آغازين از متن انگليسی ترجمه حاضر در فايل PDF :
..The fact that all aesthetic production rests upon a conflict of activities can be justifiably inferred..

لينک منبع آلمانی:
http://www.zeno.org/Philosophie/M/Schelling,+Friedrich+Wilhelm+Joseph/System+des+transzendenten+Idealismus/6.+Hauptabschnitt.+Deduktion+eines+allgemeinen+Organs+der+Philosophie,+oder+Hauptsätze+der+Philosophie+der+Kunst+nach+Grundsätzen+des+transzendentalen+Idealismus/§+1.+Deduktion+des+Kunstprodukts+überhaupt

 

جمله آغازين از متن آلمانی ترجمه حاضر:
..Daß alle ästhetische Produktion auf einem Gegensatz von Tätigkeiten beruhe, läßt sich schon aus der Aussage aller Künstler, daß sie zur Hervorbringung ihrer Werke unwillkürlich getrieben werden..

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.