«بقای فربه ترين ها»

 

 

#Survival_of_the_Fattest :::: «بقای فربه ترين ها»

نوشته: پل مارکوسن
ترجمه: علی يوسفی شمالی

survival of the fatest_n

نمايی از مجسمه ی “عدالت” اثر هنرمند دانمارکی، ينس گلشويتز، يکی از آثار بسيار معروف او که الهه غربی عدالت را با ترازويی در دستش نشان ميدهد که نمادی است از وجود و حضور قدرتمند قانون و عدالت. ولی اگر کمی دقيق تر شويم او را با چشمانی بسته می بينيم! چه خواهان عدالت و چه بی خيال آن – اين الهه ميلی به ديدن واقعيت آنگونه که هست ندارد، بلکه آنرا آنگونه که خود می خواهد می بيند!
او بواقع الهه ی چه نوع عدالتی است؟ ظاهرا الهه ی عدالت برای آن آفریقایی گرسنه ای که او بر شانه هايش نشسته است، نيست. او در خشکی است در حالی که مرد سياهپوست تا زانوانش در آب ايستاده است (اين مجسمه نسخه های زيادی ازش هست تو مکانهای مختلف کشور دانمارک، يکيشونم عين همين منتها توی حوضچه ای قرار داده شده). بهمين خاطر تصوير قدرتمندی از اوضاع و احوال جهاني است که در آن معاملات بازرگانی ِ مطابق منافع و اهداف غرب، امکانات زندگی در کشورهای در حال توسعه را تخريب می کند و ساختن زيرساخت های محکم برای جامعه ای باثبات را مانع می شود. 

ما در غرب ساختارهای خودمان را بگونه ای آراسته ايم که از منابع طبيعی و نيروی انسانی ارزان قيمت بهره منديم، و همزمان صدها ميليون نفر، اگر نگوئيم ميليارد، تحت شرايط غيرانسانی روزگار می گذرانند، و با افراطی ترين انواع آلودگی ها و بدترين پيامدهای تغييرات آب و هوايی دست به گريبانند – از خشکسالی گرفته تا جاری شدن سیل. ما دانمارکی ها جزو چهار کشور عمده ی جهان با بيشترين ميزان مصرف و بدترين تاثيرگذاری از لحاظ تعداد جمعيت بر سياره ی زمين هستيم. چهارمين! “يوستيشيا”- الهه ی عدالت ما غربی هاست، گرچه زيبا نيست! ما نيز چون او چشمان مان را بروی واقعيت ها می بنديم و خودمان را جزو “خوبان” می دانيم، در حالی که همچون منکران واقعيت موجود، آرمان های اومانيستی و دموکراسی فراگير جهانی را ريشه کن می کنيم. ما از آرمان عدالت به خود-عدالت-محوری فرو کاسته ايم.

حال تصور نکنيد که بانوی عدالت “يوستيشيا” از جايگاه متعاليش و با آن حالت سرد و يخ زده و بی احساس و عاطفه اش، فاقد حس همدردی برای آن آفريقايی بيچاره است. خير، اينطور نيست. بانوی عدالت حقيقتا نگران سرنوشت اوست. در متن نوشته شده برای اين مجسمه، او چنين می سرايد:

نشسته بر شانه های يک مرد
کو خميده است زير بار سنگين درد
هر کار او بخواهد من ميکنم برايش
الا شدن پياده از پشت چون حمارش

نقل قول قدرتمندی از «لئو تولستوی» که نزديک به يکصد سال پيش آنرا نگاشته است.
يوستيشيا – که در عين حل به معنای “بقای فربه ترين ها” است – در کانالی آبی قرار داده شده است. مکانی که خود بر ساحت خاصی از اين مجسمه گواهی ميدهد: مصرف انرژی، تغييرات آب و هوايِی و افزايش سطح آب درياها. مرد آفريقايِی از بالا و پايين زير بار فشار و سنگينی است، در حالی که بانوی عدالت هيچ فشاری برخود احساس نمی کند، با اين همه بروشنی می بينيم که او نيز با اطمينان و آرامش پشت به زين ندارد. خانه ی مقوايی او هر آن فروريختنی است. آسيب پذيری در اين حالت تنها از آن ِ آن آفريقايی نيست، بلکه بانوی عدالت را هم در چنگال قدرت خود دارد. و بد نيست اگر ما قدری بر اين وضعيت انديشه کنيم.

I sit on the back of a man
He is sinking under the burden
I will do everything to help him
except to descend from his back.

[ ترجمه ی آلمانی ]:

Ich sitze auf dem Rücken eines Mannes
er wird unter der Last zusammenbrechen
Ich werde alles tun, um ihm zu helfen
außer abzusteigen.

Justitia (Westliche Göttin der Gerechtigkeit – nach Leo Tolstoi)
(يوستيشيا الهه عدالت غرب – از لئو تولستوی)

منبع: http://albertslund.lokalavisen.dk/kunstkommentar-justitia-/20130524/artikler/705289769/1003

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.