معرفي اثر تازه نويد كرماني “در امتداد مرزها و سنگرها”

«جنگ بي سرانجام»

معرفي اثر تازه نويد كرماني “در امتداد مرزها و سنگرها”

نويد کرمانی، نويسنده ايرانی تبار آلمانی، در سفرنامه ای که با استادی و مهارت هر چه تمام تر نگاشته، به پيوند قديمی و خونين ميان اروپا و شرق نزديك مي پردازد.

به قلم: توماس توراه
منبع: انفورماسيون

«در امتداد مرزها و سنگرها» – نويد کرمانی – ترجمه شده توسط نانا لوند – نشر انفورماسيون – ٤٨٦ صفحه – ٣٥٠ کرون دانمارک

سفر طولانی نويد کرمانی از شهر زادگاهش در کلن آلمان، حتی قدری هم قبل از شروع سفر واقعی پيش رويش آغاز می شود.

Navid-kermani-1920x1280we

در جريان يک جلسه بحث و گفتگو نزد حزب محافظه کار-ملی گرای ‘آلترتانيو برای آلمان’ (ای.اف.دی)، رويدادهايی که در شب سال نوی مسيحی ٢٠١٥ در شهر کلن رخ داد، ابتدا به صورت هشدارهايی تبليغاتی درخصوص فروپاشی در شرف وقوع آلمان بر بنرهای بيرون از محل گفتگوها در شورين نوشته شد، و سپس موضوع بحث و جدل داغي شد که ميان کرمانی و آقايي به نام کالبيتز، عضو برجسته حزب، در گرفت.

تصميم گرفتن در مورد قسمت اول اين اتفاق چندان دشوار نيست، يا موافق تصوير خصمانه ايی هستی که از مهاجران غير-غربیِ ای ترسيم می شود، که به ادعای آنها در ماجرای حمله سيستماتيک جشن شب سال نوی مسيحی دست داشتند، يا مخالف آن. اما تصميم گيری در مورد قسمت دوم خيلی هم ساده نيست. بعضا از اين جهت که کالبيتز و هم-حزبی هايش نه تنها همچون نازيست های پر جيغ و داد به نظر نمی آيند، بلکه رفتار آنها بيشتر شبيه به آدمهای عادی و حتی مودبی است که وجه اشتراکشان “ترس و نگرانی از بازنده بودن” در کشور خودشان است. و بعضا – حتی بيش تر – به اين خاطر که شيوه بيان کالبيتز در برخورد لفظی دوطرفه اش با نويد کرمانیِ نويسنده، به طرز غافلگيرکننده ای دقيق تر و سنجيده تر از شعارهايی بود که بر روي بنرهای تبليغاتی بيرون نقش بسته بود، و در نهايت با بياني چنان محکم و استوار که نويد کرمانی را تقريبن گيج و آشفته ساخت و در پايان هم برايش سفر خوبي را آرزو کرد.

اين توصيفات اشاراتی دارند هم به خود کتاب و هم به بحث و گفتگوهای بسيار کرمانی با نويسندگان، تاريخ دانان، مديران موزه ها و حتی آدمهای معمولی در مسير سفرش از کلن تا اصفهان.

بر اساس ربط و وصل های متداوم ميان تنش های تاريخی و موضوعات سياسی مخاطره آميز و داغ روز كه در کتاب مطرح شده، و همچنين به سبب گشودگی کتاب نسبت به موضوعات پيچيده تر: آنچه که ساده آغاز می شود و برای نمونه با موضوع حق و حقوق ملتی نسبت به تکه ای از خاک و زمين، سرانجام با کش و قوس هايی تاريخی ميان عصر هرودت و زمان حاضر به انتها می رسد، که گرچه آموزنده و حکمت آميز، اما قدری هم گيج کننده است. البته اين را به منظور تقدير و ستايش از استواری و استحکام کتاب نويسنده و اراده اش برای پيمودن راه های دشوار و صعب العبور مي گويم، که خود در عين حال گويای بخش بزرگی از مختصات دنيـــای پيچيده ای است که نويد کرمانی در مسير سفرش پيموده است.

به ذکر چند نمونه از ميان نمونه های بيشمار درج شده در کتاب بسنده می کنم: والنتين آکودوويچ، كه کتاب حاضر وي را “فيلسوف ريش سپيد” و يکی از چهره های کليدی فرهنگ مقاومت در روسيه سفيد معرفي مي كند، کتابي در خصوص شکاف ميان جنبش های ناسيوناليستی، نفوذ روسيه، و تمايل به مدرنيته، جهانی شدن و دموکراسی نگاشته است. روشنفکری که تا اندازه ای همسنگ نويد کرمانی متمايل به چپ است.

راستش را بخواهيد: اکودوويچ نه از بابت گند و کثافت ناسيونالسيتی در لهستان نگرانی دارد، نه دلمشغول برگزيت در انگلستان است، نه نگراني ترامپ در آمريکا يا لوپن در فرانسه را دارد. برعکس، او که از “بی ريشگی، شبيه سازی و بی قدرتی” در رنج است می گويد “اگر اين جريانات بيش از اندازه افراطی نبودند، من از آنها حمايت می کردم.”

نزد آدمهاي دموکرات و حامی ارزش های اروپايی، ناسيوناليسم می تواند عاملی ثبات آفرين تلقی گردد. چيزی شبيه به آن را، البته از جانب سياسی مخالفش، نزد سردبير يکی از نشريات طرفدار دولت در لهستان درباره وطنِ چندباره ويران شده اش می بينيم: “بدون ناسيوناليسم، ناسيوناليسم مثبت، امروز لهستانی وجود نداشت.”

اگر کتاب کرمانی حاوی پروژه ای باشد، همانا پروژه روشن کردن و نشان دادن اين نوع تناقضات است. يا به بيانی ديگر: بی پاسخ و لاينحل بودن تنش های خونين موجود در اروپا و شرق نزديك.

سفر کرمانی اروپا را هم شامل می شود: سفری که از آلمان آغاز می شود، و تا لهستان(از جمله آشويتس) و ليتوانی، از جنوب تا روسيه سفيد، اوکراين و کريمه امتداد می يابد، تا سرانجام از جانب شرق تا کريمه در جنوب روسيه، کشورهای جنگ زده ی واقع در حدفاصل ميان دريای سياه و دريای خزر، گرجستان، آذربايجان، ارمنستان، و از آنجا نيز به سمت ايران به مقصد اصفهان ادامه می يابد.

معضل ‘حل ناشدني بودن’ را از كشوري به كشور ديگر به صورت پرسش هاي ضروري بي پاسخ مانده عيان مي توان مشاهده كرد: چگونه مي توان ناسيوناليسم اوكرايني را در مقابل ناسيوناليسم و اشغالگري روسي سنجيد؟ چگونه مي توان رانده شدن ارمني ها از آذربايجان را با كشتار صدها آذري غير نظامي توسط ارمني ها در ارمنستان مقايسه کرد؟ و هر آينه اگر صلحی فراهم شدنی باشد، روند و جريان آن چه نظم و ترتيبی خواهد داشت؟ آيا صلح زماني برقرار مي شود كه پيشاپيش بر سر پاسخ ها توافق حاصل آمده؟ يا اينكه ابتدا صلح می آيد – اما پاسخ ها احتمالن هرگز از راه نمي رسند؟

مسأله تعيين مرزها، از جمله مرز ميان غرب و شرق، اروپا و آسيا، خود بخشي از معضل ‘لاينحل بودن’ ي است كه نويد كرماني را كلافه مي كند.

كرماني حتي جايي در كتابش چنين استدلال مي كند كه آن باريكه زميني كه درياي سياه و درياي خزر را از هم جدا كرده، همان مرز ميان اين دو دريا است. و در جاي ديگری از کتاب چنين نتيجه می گيرد که بيابان همزمان هم مرز جداکننده اقليم هاي جغرافيايی-آب و هوايی است و هم تفاوت ميان دموکراسی اروپايی و جوامع قبيله-طايفه گرای شرق (خاورميانه) که با کمبود تاريخی دموکراسی دست به گريبانند.

چه نمای جالبی. آشکارا روشن است که نويسنده در لحظه نگاشتن اين سطور حال و هوای حسی پرشور و وجدی داشته است، و اين که يحتمل در جايی در شرق آذربايجان، در حالی که بيني خود را بر سطح شيشه پنجره ای می فشرده، نگاهش متوجه نمای بيرونی با چشم اندازی بيابانی بوده است.

نکته جالب تر كتاب و اهميت مکاشفه ای آن به باور من همان زنجير به هم بافته يا رشته تسلسل است، يعنی بهم پيوستگی و انسجامی است که با در برگرفتن رشته ای طويل از اجزای گوناگون، سرزمين های اروپا و آسيا را به همديگر پيوند می دهد. و نيز دو منتهاعليه سفرش، کلن آلمان و اصفهان در ايران را به گونه ای تنگاتنگ به يكديگر گره مي زند.

حال چرا می گوييم مکاشفه؟ زيرا اين اثر با نگاه گسترده و فراخ تاريخی-جغرافيايی اش چشمان غالبن فروبسته اروپا را بروی باقی دنيا می گشايد.

بگذاريد در همين رابطه به ذکر چند نمونه از ميان بسيارانی ديگر بسنده کنم:

گرچه نازيسم و يهودآزاری از آلمان برخاسته است، اما به لحاظ نسبی و مقايسه ای مهمترين و دهشتناک ترين پيامدهای هولوکاست را در شرق شاهد بوده ايم ؛ مکان و منطقه ای که، سوای نازيسم آلمانی، و بيشتر با ريتم و آهنگی خونين و متغير از جانب شرق و غرب، سخت ترين آسيب ها را متحمل گرديده، در کتابی به قلم تاريخ نويس آمريکايي تيموتی اسنايدر با عنوان “کشورهای خونین. اروپا ميان هيتلر و استالين” (که منبع ارجاع اصلی در بخش نخست کتاب نويد کرمانی است) توصيف شده است. در اين مکان جغرافيايی است که ١٤ ميليون نفر در فاصله زمانی ميان سالهای ١٩٣٠ تا ١٩٤٥ جان خود را از دست دادند.

مناطقی چون ليتوانی، لهستان، روسيه سفيد و اوکراين با رشته ای به تاريخ اروپايی متصل هستند. و نيز با همان رشته اتصال اما در جهت معکوس به روسيه و از جانب جنوبی به چچن، گرجستان، ارمنستان، آذربايجان، که همچون بمب های پسا-شوروی، صدای تيک تيک شان در بيشتر جاها هنوز هم طنين افكن است. اين بخش از ماجرا را ژورناليست و قفقاز-شناس انگليسی، توماس دی وال، در کتاب “باغ سياه” خود(که منبع ارجاع اصلی در نيمه دوم کتاب نويد کرمانی است) توصيف کرده است. اين رشته بهم بافته با مسير سفر متداوم کرمانی در طول و امتداد ايران نيز همخوانی دارد. در سالهای آغازين ١٩٤٠ شاهد فرار صد تا سيصد هزار لهستانی به ايران بوديم، که بيشترشان زن و کودک بودند. ايران در آن موقع، از ١٩٤١ تا ١٩٤٦ تحت اشغال قوای متفين بود، و پس از آن تحت حاکميت شاه ايران، که در دوره هايی بيشتر از فرانسه از رنگ و لعاب فرهنگ فرانسوی برخوردار بوده است.

و در همين دوره نيز شاهد مهاجرت خانواده نويد کرمانی به کلن آلمان هستيم، جايی که بواقع ابتدا و انتهای سفر او را از نو رقم می زند. در کتاب پر حجم کرمانی ناهمواری و دست انداز قابل توجه ای به چشم نمی خورد. فرم يا شمای بيرونی اثر مابين گزارش نويسی و سفرنامه شخصی در نوسان است (که بويژه مورد اخير را بيشتر در فصل طويل پايانی کتاب می توان ديد که به اصفهان اختصاص داده شده، و درباره ساعات سوارکاری دخترش و ارتباط شخصی خانوادگی در شرق و غرب است). نقطه تمرکز کتاب هم تا حدودی به همين سياق آونگ سان در نوسان است.

اگر به دنبال توضيح بيشتري هستيد، بايد به خاتمه کتاب رجوع کنيد: اين جا سخن از يك سفر واحد نيست، بلکه رشته ای از سفرها مد نظر است، و ميدان ديد آن نيز، با توجه به هر مورد خاصی، بيش از يکی است. در ضمن بايد يادآور شد که يک سوم از محتوای کتاب حاضر پيشاپيش در هفته‌نامه اشپيگل و دی زايت منتشر شده بود.

همه اين ها چيزی از اعتبار و اهميت کتاب “در امتداد مرزها و سنگرها” ي نويد كرماني نمي كاهد، اثری کاوشگرانه با واکاوی صبورانه و روزنامه نويسی استادانه در تشريح تاريخ پر عظمت اروپا. كاوشگري با نگاه و نگرشی وسيع به چشم انداز تاريخی، سياسی و جغرافيايی-فرهنگی اين منطقه از جهان – با همه مسائل لاينحل و بي پاسخ مانده اي، که به طرزی نگران کننده، و البته الزام آور اين اثر را همراهی می کنند.

منبع: https://www.information.dk/kultur/anmeldelse/2018/12/navid-kermanis-mesterlige-rejsereportage-blodigt-baand-mellem-europa-orienten?utm_medium=social&utm_campaign=btn&utm_source=facebook.com&utm_content=tp&fbclid=IwAR3217mg1Lk8dM4jpKPKSE5c8wsRlJf27NE4PkeThBNe_AIw-ddkzXbZwlQ

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.