الیف شفق از جنگ ترکیه با آزادی بیان سخن می گوید

مأموران پلیس خواستار دیدن و بررسی کردن کتاب های من بودند”: الیف شفق از جنگ ترکیه با آزادی بیان سخن می گوید

«در ترکیه شخصیت های تخیلی ادبیات داستانی به دليل عدم رعایت عفت کلام مورد بررسی قرار می گيرند.»

الیف شفق (شافاک)، نویسنده معروف ترک تبار بریتانیایی، از زمره نویسندگانی است که آثار و نوشته هایش، به دليل زشتی و وقاحت کلام، بکرات از سوی مقامات دولتی رجب طیب اردوغان، مورد بررسی قرار می گیرند.

«درباره ماهيت ضد‌لیبرال پوپولیسم اقتدار‌گرا تاکنون زياد گفته اند و شنيده ايم، اما به وجوه ضد‌ روشنفکری و ضد ‌زن ‌بودن آن کمتر اشاره شده است. فمینیست ها نیز مانند روشنفکران دیگر انگ اتهاماتی نظیر “پیاده نظام غرب” و “جهان وطنان بی ریشه” بر ناصیه شان خورده است.»

منبع: روزنامه گاردین
تاریخ: ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۹

Shafak_5760

الیف شفق: «ترکیه با موضوعاتی نظیر تعرض جنسی و خشونت جنسیتی مشکل اساسی دارد. منتهی به جای تغییر دادن و بهبود وضعیت و اقدامات مناسب، اکنون نویسندگان را با حملات تهمت و افترای خود هدف گرفته اند، بويژه نويسندگانی که در حوزه ادبیات جرأت و شهامت نوشتن درباره برخی مسائل واقعأ موجود را دارند.»

از زمان وقوع کودتای نافرجام در ترکیه در سال ۲۰۱۶ تاکنون آزادی بیان در این کشور بشدت سيری نزولی را پیموده است. اين در حالی است که ۲۹ انتشاراتی به دستور مقامات قضایی بسته و ۱۳۵ هزار کتاب از قفسه کتابخانه‌ها جمع‌آوری شده اند؛ ازجمله آثاری از لویی آلتوسر و ناظم حکمت.

تازه ترین گام در این راستا کندوکاو در آثار و نوشته های نویسندگان است که به دليل صحنه های موجود در رمان هاشان و پرداختن به موضوعات و مسائل بغرنجی نظیر تعرض جنسی و خشونت جنسيتی، در مظان اتهام قرار می گيرند.

الیف شفق، یکی از نویسندگان مطرح این کشور، که کتابهایش بکرات مورد بررسی قرار گرفته است، می گوید: «در چنین فضایی که بخودی خود و پیشاپیش دموکراتیک نیست، ميزان سخت گیری ها هم فزونتر شده است.»

«حدود دو ‌ماه پیش در يکی از همين روزها از خواب بیدار شدم. وقتی سراغ کامپيوترم رفتم با انبوهی از پیام‌های اهانت‌آمیز در شبکه‌های اجتماعی ترک‌زبان مواجه شدم که جملگی توسط روبات‌ها فرستاده شده بود. شماری از جملات این پیام‌ها را از میان مطالبی که در کتاب «چشم دوختن» (The Gaze) نوشته بودم بیرون کشیده بودند. این پیام‌ها را به کاربران بسیاری ارسال کرده و از آنها خواسته بودند نویسندگان ادبيات داستانی را به‌دلیل رعايت نکردن عفت کلام به دادگاه فراخوانند و آنان را محاکمه کنند.

رمان تازه ام «۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه در این دنیای عجیب» نيز هدف اتهامات مشابه ای قرار گرفت. هر دوی اين کتابها به موضوعات بغرنجی نظير آزار جنسی، خشونت جنسیتی و کودک آزاری می پردازند، و من تنها نويسنده ای نيستم که به اين صورت در مظان اتهام قرار گرفته است. هيستری کنونی بزودی در شکل و شمائل تازه ای به خوار و خفیف کردن ديجيتالی نويسندگان ترکی مبادرت خواهد کرد که در رمان يا داستان هاي کوتاه خود تنها اندکی به موضوعات مشابه پرداخته اند.»

چند هفته پیش الیف شفق، با خیالی آسوده سوار قطاری از لندن عازم جشنواره Hay در شهر ولز بود. او در اين سفر با خودش مجموعه ای از کتاب ها و‌ ‌مقالاتی را به همراه آورده بود، که قصد داشت در اثنای سفرش به مطالعه شان بپردازد. همان روز در قطار زنگ تلفنش به صدا در می آید و ناشر ترکیه ای کتابهایش از پشت گوشی، با لحنی که به زور و زحمت سعی داشت خونسردی و آرامش خود را حفظ کند، به الیف خبر می دهد، که اخیرأ دو مأمور پلیس لباس شخصی به دفتر کارش در استانبول مراجعه کرده و از او خواسته اند تعدادی از رمان های او را در اختیارشان قرار دهد. «آنها نه تنها رمان های من، بلکه برخی از آثار دويگو آسنا، نويسنده فمينيستی که در سال ۲۰۰۶ بدرود حيات گفت، را نيز با خود، به جهت بررسی و بازبينی بيشتر، به دفتر دادستانی بردند. مأموران لباس شخصی به ناشرم گفته بودند در دفتر دادستانی معلوم خواهد شد که آیا الیف شفق مرتکب به شناعت و وقاحت کلام شده است یا نه.»

شفق در ادامه می گويد که از زمان وقوع کودتای نافرجام در ترکیه، ۲۹ انتشاراتی به دستور مقامات قضایی بسته و ۱۳۵ هزار کتاب از قفسه کتابخانه‌ها جمع‌آوری شده اند؛ ازجمله آثاری از لویی آلتوسر و ناظم حکمت، بزرگ‌ترین شاعر ترکیه. یکی از دادستان‌ها در دادخوست خود حتی آلبر کامو و باروخ اسپینوزا را به اشاعه افکار تروریستی متهم کرده بود.

پوپوليسم اقتدارگرا علاقه زيادی به تقسيم کردن جامعه به دو قطب يا دو اردوگاه دارد: انسان های خالص و پاک در مقابل نخبگان فاسد قرار داده می شوند. نويسندگان، شاعران، روزنامه نگاران و اهل فرهنگستان را غالب اوقات در جوار نخبگان فاسد قرار می دهند. در مخيله ی پوپوليست ها، نخبه بودن با قدرت اقتصادی و جايگاه اجتماعی ويژه داشتن، هیچ ربط و وصلی ندارد. آنچه از نگاه آنان اهميت دارد، همانا ارزش ها هستند. به اين ترتيب، استاديار دانشگاهی که توان مالی برای خريدن خانه در شهر را ندارد، و به ناچار ساعات زيادی از زندگی روزانه اش را در عبور و مرور و رفت و آمد سپری می کند، با وجود داشتن افکار و ايده های مترقی بايد برچسب “نخبه” بودن را بر پيشانی داشته باشد، در حالی که مدير يک بنياد سرمایه گذاری، که جنبش های ناسيوناليستی-پوپوليستی را زير بال و پر حمايت مالی خود می گيرد، با عنوان “انسانی مردمی” مورد خطاب قرار می گیرد .

در قاموس اينان، مردم همچون موجوداتی منزه و معصوم، شکل و شمائلی رمانتيک پيدا می کنند. جالب است بدانيد که بولنت آری، معاون رئیس دانشگاهی تازه تاسیس در ترکيه در يک برنامه تلويزيونی چه گفت: “من به آدمهای عامی فاقد تحصيلات دانشگاهی يا از آن هم بهتر، حتی فاقد مدرک تحصيلی ابتدائی، اعتماد بيشتری دارم … چون ذهن آنها پاک و بی شائبه است.”

وی با گفتن اين که از ديدن نرخ رشد بالای تحصيل کرده ها ناخشنود است، مدعی شده است آنهايی که تحصيلات عالی دارند‌ و به اصطلاح فرهيخته تر هستند، ذهنی تيره و تار دارند و در انديشه و تفکرات خود صريح و صادق نيستند. و بلافاصله اين نکته را اضافه می کند که: “فاجعه خواهد بود اگر اردوغان صحنه سياست را ترک گويد.”
اندک زمانی پس از ایراد اين سخنان، وی به دستور مقامات دولتی ترکیه ارتقا رتبه گرفت و به استخدام شورای آموزش عالی درآمد.

«روزنامه نگاران زن نيز شرايط سختی را از سر می گذرانند. ماموران پليس در نيمه های شب زنگ دَرِ خانه نورکان بايسال را به صدا در آوردند. بايسال يکی از مهمترين صداهای اينروزها است که درباره تروماهای زنان يزيدی و کورد می نويسد. او را به خاطر مقالاتش به پای ميز محاکمه کشيدند. آيلا آلبيرک که برای وال استريت ژورنال می نوشت، پس از نگاشتن و چاپ مقاله ای در مورد آنچه در جنوب شرقی ترکيه با اکثریت کورد انجام گرفته بود، متهم به ترويج “تبليغات تروريستی” شد. آلبيرک در دادگاهی در ترکيه به صورت غیابی محکوم شد. ماده نوزده اعلاميه جهانی حقوق بشر رأی دادگاه غيابی را “حكمی بی سابقه برای گزارشگر رسانه های خارجی” خواند.»

«رتوريک ضدروشنفکری و ضدفمينيستی از يکديگر جدايی ناپذيرند. اردوغان گفته بود: “شما (فمينيست ها) را کاری با مذهب و تمدن ما نيست.” فمینیست ها نیز مانند روشنفکران متهم می شوند به اين که “پیاده نظام غرب” و “جهان وطنانی بی ریشه” اند.»

«زنان عضو احزاب مخالف را به طرز بيرحمانه ای هدف گرفته اند. رهبر استانی حزب جمهوری خواه مردم، کنعان کفتانچی اوغلو، در پيروزی انتخاباتی مضاعف شهردار استانبول، اِکرم ايمام اوغلو، نقش حائز اهميتی داشت. او امروز آماج حملات بدخواهانه روزنامه ها و شبکه های اجتماعی هوادار دولت است. هفته گذشته دادستان استانبول خواستار زندانی شدن وی به دلیل نوشتن مجموعه ای از توییت ها شد. او حالا متهم شده است به اهانت به رئیس جمهور و ترويج تبلیغات تروریستی. ايمام اوغلو در جوابيه خود به این اتهامات در توییتی نوشت: “يک چيز روشن است: آنها از زنان هراس دارند، از زنانی که شجاعت دارند و برای حرفهاي آنها تره هم خرد نمی کنند. به تصور من آنها حق دارند که بترسند.”»

«مسیری که ترکیه در پيش گرفته است، نشان از آن دارد که هر کجا با خيزش ناسیونالیسم و اقتدارگرایی مواجه گشته ایم، پدرسالاری و همجنس هراسی نیز سيری صعودی داشته اند.»

«ماه گذشته، برای پنجمين بار متوالی، رژه همجنس گرايان در استانبول ممنوعه اعلام گرديد و پلیس ترکیه اجتماع آنها را با گلوله های پلاستيکی، گاز اشک آور و اعمال خشونت برهم زد و پراکند.»

«این همان اروپايی است که پوپولیست های اقتدارگرا سعی در ایجاد آن دارند: یک اروپای ضد روشنفکر، ضد فمینیسم، ضد حقوق دگرباشان جنسی و سقط جنین.»

«در مجارستان، تحصیلات در رشته مطالعات جنسیتی و زنان به دستور دولت ممنوع اعلام گرديد، با اين ادعا که: “هر گونه صحبت و گفتگو پيرامون امور جنسيتی، غير از دو جنس بيولوژيک، که تعاريف و ساختار اجتماعی جنسيت را مد نظر دارد، مقبول نظر ما نيست.”»

«سياستی که نخست وزير مجارستان، ويکتور اوربان، در خصوص حذف و کاهش ماليات مادرانی با فرزندان بيشتر در پيش گرفته است، شباهت زيادی دارد با تلاش اردوغان برای ترغیب زنان ترکیه به داشتن خانواده های بزرگتر. اردوغان در سال ۲۰۱۷ به خانواده های ترک ساکن اروپا گفته بود: “داشتن سه فرزند کافی نيست، پنج فرزند داشته باشيد.”»

«اين در حالی است که وزارت بهداشت لهستان با انتشار ويدئويی خواستار فرزندآوری عاجل شهروندانش شده است: “اگر می خواهيد يک خانواده بمانيد، از الگوی خرگوش ها پيروی کنيد.” صبح روز بعد، قرص های ضدحامله گی از پيشخوان مغازه ها برداشته شد تا در دسترس مشتريان نباشد و قانون سقط جنين در لهستان به يکی از سفت و سخت ترين قوانين سقط جنين در اروپا بدل گرديد. چهارده زن در ورشو مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و به خاطر حمل پرچمی تحت عنوان “فاشیسم را متوقف کنيد” محاکمه شدند.»

«در اسپانيا، هواداران جنبش باکس (Vox Movement) اتوبوسی مزين به عکس هيتلر را کرايه کردند که بر آن هشتگ #StopFeminazis و اين زيرنويس نوشته شده بود: “اين خشونت جنسيتی نيست. خشونت خانگی است.”»

«جنسيت بخش مهمی از اين روايت تازه را تشکيل می دهد. بنا بر اين روايت تازه، اگر زنان بازگشتن به سوی ارزش های سنتی را پیش گیرند، آنگاه نرخ رشد جمعيت فزونی گرفته و نسبت و تناسب اکثريت-اقليت به شکل سابق خود برمی گردد.

تغييرات جمعیتی نگرانی اصلی ملی گرايان پوپوليست است. اگر جمعيت سفيدپوستان همواره در اکثريت باشد، ملی گرايان نفس راحتی از سر احساس امنيت خواهند کشيد. و نيز نياز کمتری به ورود کارگران مهاجر خارجی به داخل کشورشان خواهد بود. اين از سر تصادف نيست که رتوريک ضد-مهاجرت با رتوريک فزاينده ضد-فمينيستی پيوند خورده است.»

«بعد از نگاشتن و چاپ کتاب «حرامزاده استانبول» در سال ۲۰۰۶ – رمانی درباره يک خانواده ترک و ارمنی-آمريکايی – از سوی دادگاه‌های ترکیه به جرم “اهانت به ملت ترکیه” متهم شدم. سخنان شماری از شخصيت های داستانی ارمنی در اين اثر تخيلی به عنوان “مدرک” از سوی دادستانی در دادخوست ايشان علیه من مورد استفاده قرار گرفت. همين امر سبب شد تا وکيل مدافع ترکيه ای من نه تنها دفاع از من بلکه همچنين دفاع از کاراکترهای رمان من را هم عهده دار شود. آرزوی قلبی من اين است که ایکاش می توانستم بگويم ترکيه از آن زمان تا کنون در حمايت از حقوق بشر و آزادی بيان پيشرفت چشمگيری داشته است، اما متاسفانه عکس اين قضيه اتفاق افتاده است.»

«هيچ کشوری از خطر خيزش جريان های پوپوليستی ملی گرا در امان نيست. با مورد تهديد قرار گرفتن متداوم ارزش های ليبرال و دموکراتيک، ما قصه گويان و داستان سرايان اينک با چالش های غيرمنتظره ای مواجه هستيم. دوريس لسينگ، زمانی گفته بود ادبيــــات تجزيه و تحليلی است که از پس حادثه می آيد. حال آن که مواقعی هم هست که ادبيـــــات می بايست تجزيه و تحليل در اثنـــای بوقوع پيوستن حادثه باشد. به طرز خلاف آمدی، در دورانی که حقيقت مورد تهديد واقع شده است، نويسندگان به ناچار بايد با صدايی بلندتر از هميشه به دفاع از ادبيـــــات داستانی برخيزند.

در اين عصر و دوره عصبانیت، قبیله گرایی و بی تفاوتی، ما نيــــاز به داستان هايی با محوريت پيوندهای انسانی، انسانگرايی و همدلی داريـــم. در مواجهه با تضادها و کشمکش های جفتی يا باينری، ناچاريم روش های فکری ظریف تر، چندوجهی تر و چندلايه تر را تقويت و ترویج کنيم. هر کجا دموکراسی سير نزولی پیدا کند، سانسور و عدم مدارا نیز سيری صعودی خواهند داشت. امروز، بيش از هر زمان ديگری، ادبيــــــــات بايستی نه تنها درباره داستانگويی، بلکه بيشتر درباره سکوت ها و خاموشی ها، خاموشی گرفته ها و ساکت شده ها باشد. ادبيــــــــات بايد پناهگاه و مامنی برای افراد محروم و به حاشیه رانده شده در سراسر جهان باشد.»

https://www.theguardian.com/books/2019/jul/15/elif-shafak-books-writers-academics-women-hostility-erdogan-turkey?fbclid=IwAR3MMyu2DJeEbEc0Phf8O5s-Ch4Ub7U8YcK7LeSdj_5-NQHpCk0yCbEtGuo

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.