
یورگن هابرماس در گفتوگو با استفان مولر-دوهم و رومن یوس: اوضاع بایستی بهتر می شد
زبان: آلمانی
تعداد صفحات: ۲۵۲
قیمت: ۲۸ یورو
تاریخ انتشار: 09-09-2024
شابک: ۹۷۸۳۵۱۸۵۸۸۱۹۲
ناشر: انتشارات سورکمپ
قالب: جلد سخت
کتاب «گفتوگو» با فیلسوف و جامعهشناس آلمانی، یورگن هابرماس، پیشدرآمدی متمایز از زندگی غنی و کار عالی او ارائه میدهد.
به قلم: استین نِپِر لارسن، روزنامه انفورماسیون
نوامبر ۲۰۲۴
به نوشته استین نپر لارسن: هابرماس در کتاب جدید «گفتوگو»یش پاسخ های چشمگیر و مفصلی ارائه می دهد که پيشدرآمدی درخشان برای ترسیم زندگی و کار پرمایه او است.
به جای تن دادن به بدبینی یا اتخاذ موضعی مبنی بر عقب نشینی، وظیفه عقلانی ما حکم می کند که از خرد خود استفاده کرده و امیدوار باشیم که اوضاع به سمت بهتر شدن تغییر کند. این پیام فیلسوف و جامعه شناس آلمانی یورگن هابرماس ۹۵ ساله است در کتاب گفتوگوی اخیراً منتشر شده اش اوضاع بایستی بهترمیشد Es musste etwash besser werden … تحت تأثیر «بدبینی سنی» واقع شدن و به توضیحات ساده برای چالش های پیچیده اجتماعی متوسل گشتن یا تسلیم تبلیغات پوپولیستی شدن، کار سودمندی نیست.
دو شریک گفتوگوی او، استفان مولر-دوهم جامعه شناس (متولد ۱۹۴۲) و رومن یوس فیلسوف (متولد ۱۹۷۹)، پرسش های روشنگرانه ای را به صورت رو در رو و همچنین از طریق ایمیل با او مطرح می کنند و به عنوان شنوندگان صبور به پاسخ های بسیار دقیق کتابی عمل می کنند که چونان پیشدرآمد کاملی بر زندگی و افکار و اندیشه های هابرماس است.
هابرماس در سال ۱۹۴۹، تنها چهار سال پس از پایان جنگ و «فروپاشی تمدن»، تحصیل در رشته فلسفه را در دانشگاه گوتینگن آغاز کرد. در ۱۲ سالگی آرزو داشت پزشک شود، اما معلم زبان لاتین او، یکی از تنها معلمان غیر نازی که در ایام جوانیش در گومرباخ با او آشنا شده بود، و عمویی که مشتاق کانت بود، دروازههای فلسفه را بروی او گشودند. آن موقع فلسفه برنامه مطالعاتی بسیار آزادتری نسبت به امروز ارائه میکرد، که همانطور که هابرماس با دریغ و تأسف اشاره میکند: اصلاً موضوع مشخصی در کار نبود، بلکه بیشتر پیرامون تعدادی مضامین و زمینههای قابل بررسی و پرسشهای اساسی بود. همانطور که هابرماس با خشم و اندوه اشاره میکند: اصلاً حول موضوع مشخص و محدودی نبود، بلکه به شماری از مضامین و حوزههای قابل بررسی و پرسش برانگیز می پرداخت.
فرآیندهای یادگیری انسان
در سرتاسر کتاب «گفتوگو»، خواننده بسط ایده اساسی نظریه کنش ارتباطی هابرماس را دنبال میکند: اینکه همه مردم موظفند دلایل معتبری برای ادعاهای خود درباره ماهیت جهان یا به عنوان توجیهی برای اعمال خود ارائه کنند. هابرماس خطاپذیری را تحسین می کند، یعنی بر این باور است که نظریه ها و تفسیرها می توانند نادرست باشند، و تنها از طریق یک گفتوگوی مشترک – یک تبادل بین الاذهانی – است که می توان دریافت که آیا یک گزاره خاص باید استوار و الزام آور دانسته شود یا خیر. بنابراین، عقل اجتماعی در میان مردم آشکار می شود تا در آگاهی فرد. از نظر هابرماس، نقش فلسفه این است که بهعنوان «Statthalter und Interpret»، یعنی جانشین یا قائم مقام و مفسر عمل کند و نه ضامن تبیینهای متافیزیکی جهان. او با بیان عبارتی از هایدگر میگوید: ما همیشه از قبل در زبان هستیم و بنابراین موظف به گوش فرا دادن و ارتباط گرفتن هستیم.
در مقام خواننده براحتی میتوان دریافت که هابرماس دلبسته مفهوم فرآیندهای یادگیری است. ما از طریق فرایندهای زبانی، تربیتی و تجربی می آموزیم، و این ایده اصلی هابرماس سالخورده است که در کتاب ۱۷۵۰ صفحه ای دو جلدی اش همچنین تاریخ فلسفه Auch eine Geschichte der Philosophie در سال ۲۰۱۹ آن را مطرح ساخت، این که مطالعات هزاران ساله انسان در مورد رابطه میان ایمان و دانش به ما آموخته است تا مدرن و اهل ارتباط باشیم – حداقل در غرب. افکار و اندیشه های مذهبی مقدس و آیینی به اصطلاح عرفی و «پسا متافیزیکی» شده اند. بشریت از طریق یک رشته طولانی از «فرایندهای یادگیری اجتماعی-فرهنگی»، به تجربه مفاهیمی مانند خدا، هستی، وحدت، خلقت و معنا دست یافته است – و بنابراین به آرامی خود را برای استفاده از عقل تربیت کرده است.
اگرچه هابرماس منتقد سرسخت «درک لیبرتارین از مفهوم آزادی است که به گونه فزاینده ای سرسختانه و لجام گسیخته از مفهوم آزادی در جوامع سرمایه داری» است، که به نابودی همبستگی میان مردم کمک می کند، با اين حال اصرار دارد که عقل مستلزم جهانی شدن مستمر است: هیچ راه گریزی از الزام به عمل و برقراری ارتباط معقول در همه سطوح جامعه و سیاست صلح بین الملل – از شورای شهرداری و شورای بین المللی محیط زیست گرفته تا کلاس درس – وجود ندارد.
آزادی در میان فرهنگ ها
هایرماس پنج دلیل برای موضع خود در خلال گفتوگوهایش ارائه می دهد. در مواجهه مستقیم با نقد پسااستعماری و ساختارشکن معاصر از آنچه که دفاع غربی، (نو)استعماری، مردسالارانه و جزءگرایانه از تفکر عقلانی ظالمانه تلقی میشود، پنج دلیل برای موضع گیری خود ارائه می دهد.
ابتدا این که معتقد است اصولاً ترجمه بین همه انواع زمینه های زبانی امکان پذیر است، از این رو محصور بودن در یک جهان بینی را تقدیر کسی نمی شمارد. ثانیاً، فضاهای کنش اجتماعی به هم پیوسته هستند، به همین دلیل فرد مشمول این تعهد است که بتواند برای اشکال درک و کنش خود در این فضاها توجیهاتی ارائه دهد. علاوه بر این، چون همه فرهنگها از ساختار زبانی نیز برخوردار هستند، بنابراین نمیتوانند خود را از نظر گفتمانی به روی یکدیگر نگشایند: ممکن است به روی هم شمشیر بکشند، اما اصولاً نمیتوانند فاصله میان خودشان را از یکدیگر کاملاً حفظ کنند. چهارم، به گفته هابرماس، هیچ فرهنگی وجود ندارد که مفهوم «آزادی معقول» در آن جایی نداشته باشد. بنابراین، درهمه فرهنگها توجیه هنجاری، مفاهیم عدالت و استفاده از عقل پیوند نزدیکی با يکديگر دارند، به همین دلیل است که همیشه این امکان وجود دارد که آنها را وادار به گفتگو با یکدیگر کرد. و سرانجام این که توجیهات جهانی حقوق بشر به یک هنجار معتبر جهانی در سیستم فراملی سازمان ملل تبدیل شده است که اکثر کشورهای جهان آن را به رسمیت می شناسند.
در این زمینه، عجیب نیست که هابرماس مایل است نظم حقوقی بینالمللی در حال ظهور را از طریق استقرار «انحصار جهانی خشونت» تقویت کند – نظم و ترتیباتی که از هر نظر چشماندازی طولانی دارد.
ارواح مرده زنده می شوند
هابرماس در طول زندگی طولانی خود در تماس نزدیک با بسیاری از متفکران مختلف بوده است و مغز چسبناک و چشمگیر او اطلاعات و داده های بسیاری برای ارائه دارد. در گذشته او به مدت پنج هفته به کالج فرانسه دعوت شد و در آنجا با فوکو، بوردیو و دریدا دیدار کرد. او دریدا را به خاطر شناخت ژرفی که استاد مشترک شان، آدورنو، داشت، ستایش می کرد و در آخرین روزهای قبل از مرگ دریدا، هابرماس وهمسرش، فراو اوته، اغلب با همکار فرانسوی خود تماس تلفنی داشتند. هابرماس همچنین درباره دوستی مادام العمرش با دو متفکر آمریکایی، فیلسوف عمل گرا، ریچارد رورتی و فیلسوف هرمنوتیک، ریچارد جی. برنشتاین، می گوید. او اغلب از عبارت «ما از یکدیگر یاد گرفتیم» استفاده می کند.
هابرماس همچنین از جان سرل، نظریهپرداز کنش گفتاری از دانشگاه برکلی، چیزهای زیادی آموخته است، به ویژه در مدت زمان آمادهسازی اثری که قرار بود در سال ۱۹۸۱ کار اصلی ۱۲۰۰ صفحهای او درباره نظریه ارتباطات باشد، یعنی Theorie des communikativen Handelns. اما او به شدت از رویکرد ذهنیت گرایانه و مبتنی بر فلسفه آگاهی سرل به زبان انتقاد داشت و در عوض درصدد بسط و توسعه یک نظریه جامعهشناختی کنش بود. در بخش حکایتیتر کتاب، جالب است وقتی می خوانيم چگونه سرل تاکهای انگور زینفاندل اتریشی را با خود به کالیفرنیا آورد و اين که با ماشين مرسدس قدرتمند خود که در آلمان غربی خریداری کرده بود، عاشق «سرعت آزاد» در بزرگراههای آلمان بود.
همچنین عاری از طنز نيست وقتی بدانیم برای هابرماس و نزدیکترین شریک تئوری زبان در طول زندگیش، فیلسوف کارل اتو آپل، که هفت سال از او بزرگتر بود و در دوران تحصیل با او در یک خوابگاه زندگی میکرد، ۲۰ سال طول کشید تا رابطهشان بی تکلف و خودمانی شود. زبان شناسان بزرگ ظاهراً اندکی بیش از اندازه بی دست و پا و محتاط هستند.
همچنین خواندن توضیحات دقيق هابرماس از دیدارهایش با آدورنو، هورکهایمر، یاسپرس، مارکوزه، لومان، آرنت، ارنست بلوخ و بسیاری از مشاهیر دیگر عاری از هیجان نیست. در حين شنيدن صحبت هايش، ارواح مرده زنده می شوند. از جمله اين که چگونه مهاجران بازگشته از سالهای تبعید در آمریکا و جاهای دیگر جان تازهای به آلمان بخشیدند، کشوری که قرار بود پس از جنگ جهانی دوم و حکومت نازیها از نظر مادی، معنوی، سیاسی و نهادی رشد کند. سیر زندگی روزمره در مکتب فرانکفورت و سنگر نظریه انتقادی، انستيتوی تحقيقات اجتماعی، نیز از خلال خاطرات هابرماس با رنگآمیزی پدیدارشناسی فرهنگی و کاملاً مسری اش به تصویر کشیده شده است.
لينک:
: https://www.information.dk/moti/anmeldelse/2024/11/ny-samtalebog-95-aarige-habermas-emmer-ukuelig-intellektuel-energi