«هنر و ضد هنر» ؛ ژان برن

«هنر و ضد هنر» ؛ ژان برن
يك مقاله فلسفي
برگردان: علي يوسفي شمالي
Jean Brun_n
چه قائل به سلطه اخلاق و مرام بورژوايی بر عرصه هنر باشيم، که خواست فرهنگستانی های رياست مآب است، و چه با تبعيت از رئاليسمي سوسياليستی خواهان تحميل اخلاقی مارکسيستی بر هنر باشيم، در هر دو حالت قربانی ادراک غلط يکسانی از ذات هنر مي شويم که هنر را همچون مقاومتي انقلابی و اميد بخش عليه هر شکلی از نظم ميداند. در پاسخ به تلقياتي اينچنيني بايد گفت هدف از فعاليت هنري نه برپاساختن يا دفاع کردن از نظم است، و نه مورد تهاجم و حمله قرار دادن آن. هدف از چنين ادعايی، به هيچ عنوان، نه قبول زيبــــايي شناسي به معناي هنر به خاطر هنر است، و نه داشتن نگاهي سطحی به هنر در حد ابزاري براي ارضاي تفنن و سرگرمي. هنرمند، نه پاسدار نظم به تمام معنی است و نه برآشوبنده ی آن. البته او بی ترديد می تواند يکی از هر دوی اين ها باشد، اما اين آن چيزی نيست که جوهره ی هنرمند را مي سازد.

يکی از رايج ترين سخنان مبتذلی كه اين روزها می شنويم، اينست كه آفرينش هنري ثمره ي عصيان و طغيان گری، و هنرمند منتقدي اجتمــــاعی contestataire است. گويندگان چنين سخناني اين واقعيت را ناديده مي گيرند که نوابغ بزرگي چون داوينچی، راسين، باخ و موزارت هرگز انسانهايی انقلابی نشدند، و جالب تر اينکه نمي دانند آهنگساز بزرگی چون هايدن شاهكارهاي موسيقايی بزرگ خود را در حالي مي آفريد كه اونيفورم مخصوص خدمتکاران دربار شاهزادگان استرهازی را به تن داشت.اين ديدگاه نادرست حاصل آنست که شرايط اقتصادی- تاريخی خاصي که محل نشو و نماي اتفاقی افراد است، با شرايط عام و فراگير انسانی، که در هر زمان و مكاني يکسانند، به اشتباه يكي فرض شوند . همه ما انسانها تحت شرايط عام و فراگير انساني است که به تجربه ی رنج، شادی، عشق و نهايتا مرگ نائل ميشويم. و تحت همين شرايط عام انسانی است که مواجهه ی دردناک مان با ديوار سخت زمان، مکان و انسان ديگر اتفاق می افتد. زمان خصلتي برگشت ناپذير دارد، و خصلت مکان نيز، گرچه هيچ گاه به طور جدی تسخير شدنی نيست، پيمودنی بودن آن است، و انسان ديگر هم در همه حال در درون خود حامل رمز و رازی است که ما هرگز موفق به کشف آن، به معناي كامل كلمه، نخواهيم شد. هنر و آفرينش هنري با توليد علايم و نشانه هاست كه از گشودگی يا گشايشي در ناگشودني هاي عالم هستی حكايت مي كند.
….در آثار هنری اينچنينی عناصر زمان و مکان ناديده گرفته مي شوند و برای اين دو بستری فراهم مي شود تا تَر و تازگی متداوم آنها را تبيين کند. از اينروست که يک اثر خوب نقاشی هميشه تماشايی است و ارزش ديدن دارد، يک سونات زيبای موسيقی هميشه ارزش شنيدن و يک قطعه شعر خوب هم همواره غذاي فکر و روح و زندگی ما را فراهم ميکند. سخن لايپنيز درباره موناد را به اثر هنری هم ميتوان تعميم داد و با استناد بدان اثر هنری را نيز همچون موناد بيانی کرانمند از بیکرانگی دانست.
هر هنرمند خلاقی کمابيش با مشکلات زمانه خويش، با جنگ و شرايط فلاکت بار، و جهالت واستبداد مواجه بوده است. جملگي اين شرايط، اما، تنها پوسته اي گرداگرد عنصر درونی هنرمند است که همانا سرمنشاء اصلي آفرينش هنری او است ؛ اين شرايط و موارد تنها باعث می شوند تا جهان به درجات خاصی خود را نزد هنرمند آشکاره کرده و بگشايد. ما درست در لحظه ی قرار گرفتن در برابر اثر هنری هنرمند است که توفيق کشف حد و حدود و مرزهای يک دگرديسی ناممکن نصيب مان مي شود: هنرمند با اثرش ما را از تعلقات و وابستگی ها و شرايط و احوال محلی مان جدا می کند. انسان متداوما تحت سيطره ی حدود و ثغوری در اندرون و باطن خويش است که او را در موقعيت “اکنون و اين جا” قرار داده، و هيئت و شمايل او را ساخته و پرداخته، او را از اشخاص ديگر متمايز می کند. فعاليت هنری از فضای موجود ميان اشياء برای ساختن و پرداختن اشکالی استفاده می کند که مولد همان زمان و مکانی است که هستی انسان در درونش جاری است و آدمي از طريق آن قادر به رويت و مشاهده ی آنها است. آنهايی که نقد اجتماعی را همچون موردی از تجربه گشودگی يا گشايشي در ناگشودني هاي جهان می پندارند، تغييرات وضعيتی (خاص) را با تغيير شرايط (عام) يکسان می گيرند و با ارتکاب به چنين اشتباهی، به خادمين نظم موجود و مستقر بدل می شوند، يعنی خادمين همان نظمی که داعيه ی متحول ساختن يا ارتفاء اش را دارند. اينجاست که ابتذال انقلابی و ابتذال محافظه کارانه با يكديگر تلاقی می کنند. البته در اين که يک اثر هنریِ انقلابی يا محافظه کار مي تواند اثر خوبی باشد، حرفی نيست؛ منتها اين خوب بودن نه به خاطر خصلت انقلابی آن و محافظه کار بودنش، بلکه عليرغم اين دو است.

اثر هنری نه قبرستان و نه رژه ای نظامی از فرم ها يا كلمات است. اثر هنري پنجره اي است كه در آنِ واحد رو بسوي قاره غرق شده ي زندگی همه ما آدميان، و آن سرزمين موعودی دارد که بشر اميد رسيدن به آن را همواره در خود حفظ كرده است. با اين که اثر هنری غالب اوقات اوضاع و احوال فلاکت بار جهان را برايمان مرئي و ملموس مي كند، همزمان نيز چنان جلوه درخشانی از جهان ارايه مي دهد، که اين دايره مينای رنج ها و اشکها به تمامي از آن عاري است.

نيچه گفته است: “در من احساس غربت و بي خانماني است، اگرچه خانماني هم ندارم“. كار اثر هنري دقيقن نشان دادن همين حس و تجربه بي خانماني و بي ساماني ماست؛ نه به اين معنی كه راههاي منتهي شونده به خانه را نشانمان دهد، بلكه از اين جهت كه با نشانه ها و علايمي که در اختيارمان قرار میدهد، آنرا تبيين كند، و چراغ راهی شود تا ما خود با كمك آن به شناخت و درك اشياء و جانداران دست يابيم. اهميت فوق العاده بالاي يك اثر نقاشي از گوستاو دوره، يا يك اثر موسيقايي از باخ و يا چكامه اي از رمبو در توليد حس و ادراك و معنايی وراي اهميت همه نظامهاي موجود ما است. اثر هنري دري به منزلگاه خويشتن آدمي مي گشايد.

امروزه روز بحث پيرامون مرگ هنر، كه عده اي خواهان آنند، با بحث پيرامون مرگ انسان، كه شماري ديگر آنرا مي ستايند، ارتباط تنگاتنگي دارد. اين گونه تمايلات انتحاري در حيطه ي تاريخ و عمل از خصوصيات و ويژگي هاي آنهايي است که در جستجوي حالات وجد و خلسه در اندرون خودشانند، و از اينرو در نهايت امر به تلقياتي از هنر و آفرينش هنري ميرسند كه آنرا به فن و مهارتي سياسي فرو كاهند.

انسان همواره ظرفيتي فراتر از آن دارد كه خود بدان آگاه است. هنر و فعاليت هنري توليدات خود را در فاصله ي ميان آنچه كه هست، و آنچه كه نيست، عرضه می کند. توليدات هنري آدمي را به مرز و آستانه ي كشف نافهميدني ها و ناگشودني هايي هدايت مي كنند كه او همواره به طرز غم انگيزي در آرزوي فهم و درك آنهاست.

*****

پی نوشت: عنوان گاهنانه “Sous le Pave la Plage” اشاره به شعار “بازگشت به طبيعت” روسو دارد و معنای لغوی آن “ساحل را در زير سنگفرش خيابان بايد جست” و معنای استعاری آن هم عبارت است از اين که “آزادی در زير قوانین ظالمانه تمدن نهفته است”.

عنوان مقاله: هنر و ضد-هنر (Art et anti-art) از گاهنــامه (Sous le Pave la Plage) ، شماره ٢، ١٩٧٤، ص. ٥-٤.
نوشته: ژان برن (Jean Brun)
برگردان از: علی يوسفی شمـــالی

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.